متین می گوید : فاطمه چه دختر خوبی ست ! من و مامان می خندیم. پدر هم.
معلوم است که خوبست. فاطمه ی عزیز من ! با آن لُپ های گُلی.
خوبست که با متین یک خاطره ی مشترک دارند و هر وقت حرف آن شب در باران و کفش های فاطمه می شود، دو تاییشان میزنند زیر خنده :)
برچسب:
نویسنده: نرگس باقری