روزهای بعدا.
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 18:13
دوست ندارم وقتی 25 ساله شدم، نگاهی بیندازم به روزهای 17 سالگی و بعد برای خودم متاسف شوم و بگویم دختره ی احمق ! کاش بیشتر عقلت می رسید. بعد آرزو کنم این روزها را خدا از زندگیم محو کند. دقیقا مثل حسی که نسبت به 14 سالگی دارم. سن مزخرفیست.
472
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 18:13
گشنه اَم، خیلی گشنه. به قدری که کم کم دارد اشتهایم را کور می کند. چند نفر هستند که وقت ِ زیارت، می آیند جلوی چشمم، انگشت اشاره ی شان را به نشانه تهدید تکان می دهند و با خنده یادآوری می کنند که یادت نرود دعایم کنی. پی اس اینکه ناشناس نباشید بهتر است ولی ها
دلتان می آید اصلا :)
-
تاریخ: 1396/1/6 ساعت: 18:13
از باران ِ نم نم ِ توی بین الحرمین، پناه می برید به سایه بان آیا ؟
ببین ولی. =]
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 11:17
می بینی که موتورم خاموش شده؟ می بینی که وضع و اوضاعو؟ :P
آنچه خواهید دید !
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 11:17
حتما یادم بنداز از دیروز با زهرا وُ وی کافه و سینما فرهنگ بنویسم, یادم بنداز از حال درونیم و حسم به آدما بنویسم یادم بنداز از هیجان نصفه و نیمه م برای سفرمون بنویسم, یادم بنداز از شعر فاطمه سادات بنویسم یادم بنداز بنویسم از اینکه چه حسی - و در واقع هیچ حسی - ب سال نو ندارم یادم بنداز از اینکه یه موق...
خونه مادربزرگه
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 11:17
اومدیم الان عید دیدنی چون دیگه سی اُم داریم میریم. و تازه تو جریان همین حرف زدنا فهمیدم حساسیت پدر (و البته داداش) تو خرید, یه چیز کاملا ذاتیه.
زن داداش !!
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 11:17
به مامانش گفته که : مامان من از اسم متین خیلی خوشم میاد, از خودشم همین طور. ولی روم نمیشه صداش کنم. پی اس اینکه من از خدامه تو بشی زن داداشم که
بخوانیدش، اگر چیزی نمی پرسید.
-
تاریخ: 1395/12/26 ساعت: 22:22
ادامه مطلب
این روزهای آخر سالی.
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:37
خیلی عصابم ضعیف شده ها. سریع میخوام مثلا فلانیو خفه کنم یا دلم می خواد چن تا خفه شوی محکم بگم یا دلم می خواد برم سر همه ی اون جمع ۸۰ نفری داد بزنم یا دلم می خواد بگم توی احمق چرا نمی فهمی برای من واقعا مهمی یا دلم می خواد بگم خب یه ذره فک کن شاید همه شرایط تو رو نداشته باشن به هر کسی یا سر چه چیزی ف...
تشکر از صرف همین وجودت !
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:37
این آدمایی که آدما رو از روی قیافه و سن قضاوت نمی کنن، این آدما، وای این آدما. 3>
الان میزنید منو.
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:37
u200fاون چیزی که دنیا بهش میگه تستسترون ما شرقی ها بهش میگیم عشق. [کاف. با تشکر از یاس] پی اس اینکه من میگم کل دنیا بهش میگه عشق. ولی همون تستسترونه.
حرفای جدی که آخرش چندش شد.
-
تاریخ: 1395/12/24 ساعت: 18:37
Deleted for some reasons
به "ناشناس"
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
ای کاش ناشناس نظر نمیذاشتین تا جواب می دادم واقعا. پی اس اینکه مال یوستین گاردره و اینکه من اصلا دنیای سوفیشو دوس نداشتم و دختر پرتقال اونقدرام مثه دنیای سوفی فلسفی نیس :)
بگذاریدش به حساب زودرنج و حساس بودن تینیجری.
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
من برای اولین بار در دلم همین چند دقیقه ی پیش به تو گفتم خفه شو. چون دیگر نمی خواستم بشنوم. چون دیگر همه چیز تکلیفش مشخص شده و معلوم است. تو هیچ وقت فکرش را هم نمی کنی که حرف هایت چقدر روی من تاثیر می گذارد. چقدر باعث می شود احساس کنم کوچکم، احساس کنم دیده نمی شوم، احساس کنم که وجود ندارم. احساس کنم
رمزش فرق می کنه.
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
همزاد!
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
+ پس عشق چی ! - من به عشق اعتقادی ندارم، من به هورمون اعتقاد دارم ! وای باورم نمیشه همچین دیالوگی رو از فیلم "مکس" شنیدم الان.
اندر احوالات دانش آموز دختر بودن :/
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
430
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
امروز سر خوندن دیباچه،داوودی گفت نخوندی نه؟ گفتم نه. گفت معلومه. خودتم نمی فهمی چی می گی :|
خیلی مبهم نوشتم میدونم !
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
سهم بعضیا از بعضی چیزا،فقط دیدنش و شنیدنش و خوندنش و حسرت خوردنه. پی اس اینکه خدایا دست درد نکنه ها.
تخلیه.
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 9:33
اینجا، یجور چرک نویس حساب میشه. که اون روی سگ و خبیثم میاد بالا. وگرنه که !