برنامه ریزی - تاریخ: 1397/1/17 ساعت: 21:18
دو تا دختر چادریِ کوله به پشت با پاکتای دلی مانجو به دست از ایستگاه مترو میان بیرون. اون ماییم.*جات خالی نباشه :) *زهرا یه بار بیا بریم با مترو خونه ما :) *اصن 31م بیاین باهم بریم :)
ویز فارسی - تاریخ: 1397/1/17 ساعت: 21:18
"هشت صد متر دیگر به راست متمایل شوید" :)))))
ساعت های معلق بین 97 و 96 - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
یه دور دیگه ام دور خورشید زدیم .. یسریا سوار شدن، یسریا پیاده. نمیدونم چند دور دیگه مونده، اما امیدوارم این دور به همه خوش بگذره :) *متن از من نیست.
1453 - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
من دور میشم، نزدیک میشم بلکه لنزت رو من فوکوس کنه
عاطفه - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
پی ام داد، جواب ندادم. دو بار رنگ زد، ریجکت کردم.ته دلم واقعا دوسش دارم ولی الان نمی خوام حتی آشتی کنم. از اون جابی که یه هفته دیگه دوباره همون آشو همون کاسه ست.
آلرژیک - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
خارش درون بینیِ ناشی از بهار کشت مرا
پند این هفته - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
هیچ وقت اگر دامن پاتونه سعی نکنید از جوب رد شین
1458 - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
ازدواج کنی، بیای خونه ی دوست صمیمیت، بشینی کنار شوهرت و خانوم طور بگی و بخندی. این ینی وارد بزرگسالی شدی.
هارمونی - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
من به هیچ وجه منکر این نمیشم که عاطفه و محسن بهم میان. انقدر بهم میان که خدا می دونه.
پذیرش - تاریخ: 1397/1/7 ساعت: 4:01
من پذیرفتم انگار. درسته که امشب گفتم نه من هیچ حسی دیگه ندارم اما امشب دوبار وقتی عاطفه رو دیدم، خواستم که گریه کنم.
1212 - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
بسه ننوشتن. من رو به راه ترم از هفته ی پیش. بسیار "رو به راه"تر
سخت - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
چقد تاریخ جغرافی خوندن سخته. چقد ننوشتن سخت بود.
سیزدهمین نامه - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
این یک نامه ی کوتاه، و بی سر و ته است. پدر مهربان من ! من که ظاهر و باطن همینم. زشت و بی شعور. از دور در خانه ی تان را نگاه می کنم. پاهایم حتی مرا قدمی نزدیک تر نمی برند. من خیلی دورم. من قطعم. من هیچم. من گاهی روی دو زانو افتاده ام، گاهی ایستاده. بدون شما، من همین ظاهر و باطن پستی ام که می بینید. م...
بیدقی کجایی که - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
که دانش آموزت تاثیر جهان نفس بر جهان بدن و طبیعت رو این یه هفته با تمام وجود فهمید.
1217 - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
بعد -وقتی داشتیم حرف می زدیم - می گفت شاید الان که تو حالت بده، جای دیگه ای ، کس دیگه ای با آرامش نشسته. و این وسط فقط تو ضرر کردی.
خدا - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
بد مریض شدم. ولی حقم بود. بازم خیلی مردی تا امروز خوبم کردی تا حد زیادی.
به : هفت نفر - تاریخ: 1396/10/25 ساعت: 18:33
یه هفته دیگه ام پست نمیذارم. خیلی خودآگاهانه طوری. برمیگردم.. دلم خیلی تنگ شده برات . خدا رو شکر که زهرا رو دارم . خدا رو شکر که سیما رو دارم . مرسی یاسمین که گفتی بنویس . مرسی نل که حالمو پرسیدی . مرسی اسماء و زینب که هوامو داشتین
1202 - تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 22:13
فک می کردم زندگی 18 ساله ها قراره خیلی کول باشه. ولی فهمیدم تا بیان خودشونو از باتلاق بحراناشون بکشن بیرون، 20و رد کردن.
1204 - تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 22:13
برام مهم نیست از جنگ داخلی روحت بمیری. ولی باید اول به دستش بیاری و بمیری. باید اول به دستش بیاری، بعد تموم شی.
1205 - تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 22:13
نه،بی حس تر ازونم که بخوام چیزیو به دست بیارم.

برچسب‌های مرتبط

219 area code | 219 area code time zone | 219 pill | 219 bistro | 219 zipper | 219 design | 219 mulberry st | بی وقتی چیست | بی وقتی | وقتی بی حوصله ای